تبليغاتX
تا اوج


تا اوج

 

امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم؛ و امیدوار بودم که با من حرف بزنی،

 حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من

 تشکر کنی. اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی

بپوشی. وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند

دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: سلام؛ اما تو خیلی مشغول بودی. یک بار

مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی

 بنشینی. بعد دیدمت که از جا پریدی. خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی؛ اما به طرف

 تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات او با خبر شوی. تمام روز با

صبوری منتظر بودم. با اونهمه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف

 بزنی. متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی، شاید چون خجالت

می کشیدی که با من حرف بزنی، سرت را به سوی من خم نکردی. تو به خانه رفتی و به نظر

 می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری. بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را

 روشن کردی. نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند

 و تو هر روز مدت زیادی از روزت را جلوی آن می گذرانی؛ در حالی که درباره هیچ چیز فکر

 نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری... باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در

 حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی؛ و باز هم با من صحبت نکردی. موقع

 خواب...، فکر می کنم خیلی خسته بودی. بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر

 گفتی ، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی. اشکالی ندارد. احتمالاً متوجه نشدی که من

 همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام. من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را می کنی.

 حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور با دیگران صبور باشی. من آنقدر دوستت دارم که

 هر روز منتظرت هستم. منتظر یک سر تکان دادن، دعا، فکر، یا گوشه ای از قلبت که متشکر

 باشد. خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی. خوب، من باز هم منتظرت

 هستم؛ سراسر پر از عشق تو... به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی. آیا

وقت داری که این را برای کس دیگری هم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، می فهمم و هنوز

 هم دوستت دارم. روز خوبی داشته باشی...

آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیشۀ من و تو.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 12:8 توسط سمیه| |

 

به ياد مي آورم لحظه هاي فراز را كه صداي او اعتبارم مي بخشيد

و لحظهاي نشيب را كه اعتمادم را ؛

به ياد مي آورم افراي افراشته اي را

به ياد مي آورم مادرم را . . .

" روز مادر مبارك "

 

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 11:21 توسط سمیه| |

 

 جانی کوچولو با پدر و مادر و خواهرش سالی برای دیدن پدربزرگ و مادربزرگ رفته بودن به

 مزرعه. مادربزرگ یه تیرکمون به جانی داد تا باهاش بازی کنه. موقع بازی جانی به اشتباه یه

 تیر به سمت اردک خونگی مادربزرگش پرت کرد که به سرش خورد و اونو کشت.

جانی وحشت زده شد...لاشه رو برداشت و برد پشت هیزمها قایم کرد. وقتی سرشو بلند کرد

 دید که خواهرش همه چیزو ... دیده ... ولی حرفی نزد.

مادربزرگ به سالی گفت " توی شستن ظرفها کمکم کن" ولی سالی گفت: " مامان بزرگ

 جانی بهم گفته که میخواد تو کارای آشپزخونه کمک کنه" و زیر لبی به جانی گفت: " اردکه رو

 یادت میاد؟" ... جانی ظرفا رو شست.

بعد از ظهر اون روز پدربزرگ گفت که میخواد بچه ها رو ببره ماهیگیری ولی مادربزرگ گفت :

" متاسفانه من برای درست کردن شام به کمک سالی احتیاج دارم" سالی لبخندی زد و

 گفت:"نگران نباشید چونکه جانی به من گفته میخواد کمک کنه" و زیر لبی به جانی گفت:

" اردکه رو یادت میاد؟"... اون روز سالی رفت ماهیگیری و جانی تو درست کردن شام کمک

 کرد.

چند روزی به همین منوال گذشت و جانی مجبور بود علاوه بر کارای خودش کارای سالی رو

هم انجام بده. تا اینکه نتونست تحمل کنه و رفت پیش مادربزرگش و همه چیز رو بهش اعتراف

 کرد. مادربزرگ لبخندی زد و اونو در آغوش گرفت و گفت:" عزیزدلم میدونم چی شده. من اون

 موقع کنارپنجره بودم و همه چیزو دیدم اما چون خیلی دوستت دارم بخشیدمت. من فقط

میخواستم ببینم تا کی میخوای به سالی اجازه بدی به خاطر یه اشتباه تو رو در خدمت خودش

 بگیره!"

****************************** **

گذشته شما هرچی که باشه، هرکاری که کرده باشید.. هرکاری که شیطان دایم اون رو به

رختون میکشه ( دروغ، تقلب، ترس، عادتهای بد، نفرت، عصبانیت، تلخی و...) هرچی که

هست... باید بدونید که خدا کنار پنجره ایستاه بوده و همه چیز رو دیده. همه زندگیتون، همه

کاراتون رو دیده. اون میخواد که شما بدونید که دوستتون داره و شما رو بخشیده... فقط

میخواد ببینه تا کی به شیطان اجازه میدید به خاطر این کارا شما رو در خدمت بگیره!

بهترین چیز درباره خدا اینه که هر وقت ازش طلب بخشایش میکنید نه تنها میبخشه بلکه

فراموش هم میکنه.

همیشه به خاطر داشته باشید:

 خدا پشت پنجره ایستاده

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 21:38 توسط سمیه| |

 


ازدواج همه ابعاد وجودی انسان را به محك فرا می خواند . تا قبل از ازدواج عوامل آزماینده

 خصوصیات حقیقی افراد ، بسیار كم است اما به هنگام ازدواج به یكباره صحنه تغییر می كند .

 آنقدر عوامل آزماینده در این مرحله زیاد است كه كمتر بعدی از ابعاد وجودی انسان خارج از

آزمایش قرار می گیرد .



ازدواج بهره گیری از تمتع جنسی ، دوری از تنهایی و … نیز هست اما در پس پرده و در اعماق

 آن ، یك مرحله مهمی برای رشد یافتن انسان است ، آن قدر كه ازدواج می تواند انسان را

رشد دهد . كمتر مسئله ای این خاصیت را دارد .

ازدواج به خاطر مشكلات و مسائلی كه دارد می تواند توانائی های انسان را محك بزند و

انسان به واسطه همین مشكلات و مسائل ، تمرین تواناتر شدن را انجام می دهد ، برخی از

افراد كه از مشكلات هراس دارند به این نكته توجه نمی كنند كه بایستی وارد میدان مشكلات

 شد تا كه آبدیده شد .

ترس از مشكلات ازدواج نباید ما را از ازدواج دور كند ، مگر به خاطر مشكلات تحصیل ، از

تحصیل دوری می كنیم ، مگر بخاطر مشكلات كار كردن ، كار را رها می كنیم .

تعریف های متفاوتی كه از ازدواج می شود بستگی به نوع دیدی است كه نسبت به ازدواج

 وجود دارد . بعنوان مثال فرض كنید كه در یك باشگاه بدنسازی هستید ، انواع وزنه ها ، دمبل

ها ، بارفیكس ها ، دستگا ههای مختلف ورزشی و … وجود دارند كه هر كدامشان برای یك

 عضو بدن و تقویت آن و كل مجموعه برای بدنسازی و تقویت كل بدن خاصیت و كاربرد دارد ،

 حال كسی كه با اشتیاق و میل و رغبت و علاقه به ورزش بدنسازی به آن باشگاه رفته باشد

هر چه موارد تمرین و ورزش و دستگاه ها و ابزار آلات بیشتر باشد ، خوشحال تر است چرا كه

 می داند بهتر می تواند تمرین كند و رشد كند و با انجام چند تمرین ممكن است خسته شود اما

 بی حوصله نمی شود . اما اگر كسی دیگر با اجبار یا اكراه و از سربی حوصلگی به همان

باشگاه رفته باشد و مشتاقانه قصد ورزش و تمرین را نداشته باشد با اولین تمرین وزنه ها ، نه

 تنها خسته می شود كه بی حوصله هم می شود و ناراحتی خود را به روشهای مختلف ابراز

 می كند .

تفاوت این دو فرد چیست ؟

تفاوت واضح است یكی برای تمرین و رشد كردن آمده و دیگری با اجبار یا اكراه وارد زمین

 باشگاه شده است . زندگی و ازدواج نیز همین طور است . برای كسانی كه بخواهند در ابعاد

 مختلف رشد كنند ، از این زمین و میدان گاه جای بهتری پیدا نمی شود و موارد تمرین و رشد

 بسیار زیاد است ، اما برای كسی كه حال و حوصله ی تمرین كردن و قوی شدن و رشد كردن

 را ندارد ، ازدواج گرچه آغازی شیرین دارد ، اما ادامه ی خسته كننده ای را خواهد داشت .



ازدواج یك منشور چند پهلو است ، هر طرف آن ، بیانگر بعدی از ابعاد زندگی است ، یك طرف

 آن شور و شوق و لذت ، یك طرف آن محبت و صمیمیت ، یك طرف دیگر تلاش و زحمت ، طرف

 دیگر آرامش و سكونت و … اما وقتی كل مجموعه را با هم دیدید و همه ابعاد را در نظر

 داشتید ، خواهید دید كه ازدواج ، یك مجموعه ی رشد دهنده برای شخصیت انسان و یك

 مجموعه انسان ساز است .

همین تفاوت نگاه ها به ازدواج است كه تعریف انسانها از ازدواج را متفاوت می كند . بنابراین

 سعی كنید از همین ابتدای كار دید و نگرشتان را نسبت به ازدواج تصحیح و تكمیل كنید .



منبع : برگرفته از كتاب " یك انتخاب مناسب " نویسنده : محمود یزدانی

نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 10:59 توسط سمیه| |

 

سفارش به مردان:


تفاوتهاي فردي يکي از واقعيت هاي آشکار ابعاد جسمي و رواني انسان هاست. انسان ها

 هرگز از لحاظ شکل و ميزان استعداد و توانايي ها يکسان نيستند. لذا خداي مدبر انسان را در

دو جنس زن و مرد خلق نمود؛ تا آن دو در کنار هم در جهت جبران کاستي ها و تعديل نيازها

 يشان گام بردارند. بنابراين زن و مرد مکمل يکديگرند و قادرند در طي يک پيمان مشترک، براي

 ارتقاء سطح آرامش، رفاه، امنيت و ... يا راي يکديگر باشند. در اين راستا مردها از عناصر مهم

 دخيل در ميزان سلامت و سعادت يک رابطه مطلوب، در چهارچوب روابط همسران هستند.

اقتدار و تدبير يک مرد در قبال همسرش، مي تواند يک رابطه را از ورطه مردي و انزال به

آستانه گرمي و ثبات سوق دهد. در اينجا به طرح چند مورد از تدابيري که مردان مي توانند

در حفظ ارتباط مطلوب و همسرداري مدّبرانه و يا ثبات به کار گيرند، مي پردازيم:


1- براي اينکه بتوانيد در مقابل همسرتان بهترين تدبير را بيانديشيد، لازم است که حتماً او را

 بشناسيد.


2- براي اينکه همسر خود را بشناسيد، به رفتار او در شرايط مختلف زندگي دقت کنيد


3- سعي کنيد به تعريف خوشبختي از ديدگاه وي دست يابيد.

 
4- خواسته ها و تمايلات همسرتان را شناسايي کنيد.


5- خواسته ها و توقعات معقول خويش را نيز در شرايط مناسب، با او طرح کنيد.


6- شما مي توانيد از زندگي در کنار همسر خود خرسند باشيد، بدون آنکه از آرمان هاي معقول

 روابطتان چشم بپوشيد.


7- ظرفيت همسرتان را براي شنيدن حقايق و حوادث بسنجيد.

 
8- لزومي ندارد مسايلي را که خارج از ظرفيت اوست، حتما مطرح کنيد.


9 - اگرهمسرشما در مسأله خاصي ، از حساسيت و تعصب بي حد برخوردار است؛ از بيان

 موارد غير ضروري خودداري کنيد.


10- در اين موارد سعي کنيد عملاً نقش تعديل کننده داشته باشيد، نه تحريک کننده.


11- مطرح نکردن يک موضوع ، به معناي تعريف کردن يا دروغ گفتن در آن مورد نيست.


12- همسرتان را در کنار خود حفظ کنيد، نه در رأس خود و نه در پس خود!

 
13- او را با مقام توانمندي هايش باور کنيد.


14- گاهگاهي از او بخواهيد در مورد آرزوهايش صحبت کند.


15- مراقب باشيد به آرزوها و توقعات دور از منطق او، بي جهت پر و بال ندهيد.


16- زن ها، به تمجيد شوهرشان از خود خيلي اهميت مي دهند.


17- حس شنوايي يکي از فعال ترين حواس در خانم هاست. آنها دوست دارند علاقه شما را

 حين اينکه در اعمالتان مي بينند، مکرراً از زبانتان بشنوند.


18- مراقب باشيد که اگر از او در جمع تعريف مي کنيد، آنقدر افراطي نباشد که جنبه تمسخر

 بگيرد.

 
19- در مورد دين و واجبات، همراه و مشوق وي باشيد، نه مخل و مانع.

 
20- مطمئن باشيد هر چقدر که سايه ايمان به خدا و تقوا بر زندگي شما گسترده تر باشد،

 رابطه تان مستحکم تر و موفق تر خواهد بود.

 
21- به قانون مصلحت و حکمت خدا ايمان داشته باشيد تا تحمل مشقّات برايتان سهل تر شود.


سفارش به زنان:


1- هميشه نسبت به هم مؤدب باشيد، اين کار بسيار آسان است و در کيفيّت روابط تان تفاوت

 چشم گيري ايجاد مي کند.

 
2- زماني که براي نخستين بار همسرتان را ديديد و عاشقش شديد را به ياد بياوريد و نامه

 عاشقانه اي برايش بنويسيد و طي آن جزئيات آن خاطره را برايش بازسازي نماييد.

 
3- داخل اتومبيل همسرتان يادداشتي بگذاريد که روي آن نوشته شده : «عشق توست که

 چرخ هاي دنيا را مي چرخاند».


4- وقتي در هواي سرد با هم قدم مي زنيد کت تان را درآورده و بر روي شانه هايش بيندازيد.


5- به او بگوييد با تمام افرادي که تاکنون ديده ايد تفاوت چشم گيري دارد. اين موضوع در روابط

 تان تحوّل شگفت انگيزي به وجود خواهد آورد.

 
(يک زن خوب، الهام بخش مرد است. يک زن فوق العاده، نظر مرد را جلب مي کند، يک زن

زيبا، مرد را شيفته خود مي کند. يک زن دل سوز، قلب مرد را مي ربايد...)


6- به پاس قدرداني از زحماتش، دستش را ببوسيد.

 
7- فکر کنيد که ديگر محبوب تان را نخواهيد ديد و پس از آن نامه عاشقانه بلندبالايي برايش

 بنويسيد و به او بگوييد او و عشقش براي شما چه معنا و جايگاهي دارد.

 
8- در کمد لباس هايش عطر بپاشيد.

 
9- اگر دلتان مي خواهد احساساتي برخورد کند، شما نيز با او احساساتي تر باشيد.


10- زمان، دل هاي شکسته را درمان مي کند!


11- به نقطه ضعف هاي همسرتان پي ببريد و زماني که بين شما مشکلي پيش مي آيد،

 انگشت روي آنها نگذاريد.

 
12- دفترچه اي از حوادث جالبي که برايتان رخ داده است درست کنيد و زماني که او نياز به

 کمي تجديد روحيه و تفريح دارد آن را در اختيارش بگذاريد.

 
13- همين امشب به هنگام صرف شام در دهان همسرتان لقمه بگذاريد.


14- با او مانند يک انسان رفتار کنيد نه يک شيء.


15- با او به عنوان مهم ترين شخصيّت دنيا برخورد کنيد.

 
(در صورتي که با افرادي که دوستشان داريد هم دردي کنيد، آنها بيشتر مجذوب شما

مي شوند).


16- براي حفظ سلامتي اش از هيچ کاري دريغ نکنيد.

 
17- وقتي روز بدي را پشت سر گذاشته ايد سرتان را روي شانه هاي او بگذاريد و يک دل سير

 گريه کنيد.


18- با همديگر از فرزندانتان مراقبت کنيد.

 
19- هرگاه مي خواهد از خانه خارج شود تا جلوي در خانه دنبالش رفته و او را بدرقه کنيد.


20- هرگاه يک مشاجره لفظي بين شما پيش آمد زود همه چيز را فراموش کنيد.

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 11:27 توسط سمیه| |

 

نمیدانم کجا خوانده ام که نوشته شده بود بهترین هدیه ای که شما میتوانید به خانواده تان بدهید یک

 زندگی محکم و پر از محبت است . اغلب اوقات دغدغه های زندگی از کار خانه گرفته و بچه داری تا

 مسوولیت های شغلی روی روابط زندگی زناشویی تاثیر گذار است .


روانشناسان چندین راه برای تقویت روابط زناشویی پیشنهاد میکنند که عبارتند از :

1. همیشه سعی کنید برخورد مناسبی با همسرتان داشته باشید . محبت و عطوفت خود را از

 همسرتان دریغ نکنید ، اگر سرتان خیلی شلوغ است و زیاد درگیر کار هستید حداقل به هنگام سلام و

خداحافظی این ابراز علاقه را به خوبی نشان دهید .

2. فکر نکنید که باید منتظر بمانید تا بچه ها بخوابند ان وقت با همسرتان در مورد مسائل مختلف صحبت

 کنید میتوانید بعد از رسیدن به منزل ، پس از مدتی سروکله زدن با بچه ها ، در مورد کارها و سایر

مسایل زندگی تان با همسرتان گفتگو کنید . این را به فرزندتان یاد دهید که باید به پدر و مادر هم اجازه

بدهند تا انها درباره مسائل زندگی به طور خصوصی با هم گفتگوکنند . برای این کار میتوانید فرزندانتان را

 تشویق به خواندن کتاب کنید یا به انها اجازه دهید که یک فیلم تماشا کنند یا یا اسباب بازی هایشان

بازی کنند ان وقت به راحتی میتوانید با همسرتان به گفتگو بپردازید .

3.بد نیست گاهی اوقات بدون فرزندانتان برای صرف شام به رستوران بروید اگر به لحاظ مالی مشکلی

 وجود دارد حداقل برای خوردن قهوه یا گشت زدن در فروشگاهها ، کتاب فروشی ها و یا هر جایی که

دوست دارید وقتتان را با هم بگذرانید . همچنین میتوانید در منزل بمانید و فرزندتان را به منزل پدر و

مادرتان بفرستید . ان وقت یک شام خوب بپزید ، چند شمع روشن کنید و از یک شب رویایی لذت ببرید .

4.زمانی که از کار منزل فارغ شدید به جای اینکه به مطالعه بپردازید ، بد نیست با همسرتان در مورد

کتابی خاص گفتگو کنید ، یا با همدیگر به اهنگ های دلخواهتان گوش دهید ، یا با هم شطرنج بازی کنید

 وحتی میتوانید در کنار شومینه در مورد ارزوهایتان صحبت کنید .

5. از حال یکدیگر خبر داشته باشید و این کار را یک عادت همیشگی برای خود قرار دهید . توجه داشته

 باشید که اوضاع و احوال همسرتان چگونه است اگر او جلسه مهمی داشت پس از اتمام کارش با او

تماس بگیرید . اگر همسرتان در خانه است با یک تلفن از اوضاع و احوال همسرتان و بچه ها با خبر

شوید. حتی میتوانید برای او پیام بگذارید مطمئن باشید حتی یک پیام نیز میتواند برای همسرتان اتفاق

 خوشایند باشد.

6.به جای دیدن نقاط منفی همسرتان ، روی نقاط مثبت او تمرکز کنید . انها را لیست کنید و در زمان

 مناسب به خاطر وجود این نقاط مثبت از او قدردانی کنید . اگر در مقابل فرزندتان از همسرتان قدرد انی

 میکنید مطمئن باشید که فرزندانتان هم یاد میگیرند در اینده چنین رفتاری داشته باشند . فراموش نکنید

 روابط گرم خانوادگی از احترام گذاشتن به یکدیگر نشات میگیرد و با این رفتار میتوانید نقش یک پدر و

 مادر خوب را برای کودکتان باز کنید .

7.انتخاب ورزش یا پیاده روی با یکدیگر هم روش مناسبی برای با یکدیگر بودن است .

8 .سعی کنید زندگی زناشویی خود را جوان نگه دارید و گاهی اوقات وانمود کنید که با هم نامزد

 هستید . حتی میتوانید جلوی فرزندتان دست یکدیگر را بگیرید و به مکان هایی که در زمان نامزدی به

 انجا میرفتید بروید و در انجا دیداری تازه کنید .

9.اگر میتوانید در فرصت هایی نظیر سالگرد ازدواج ، نامزدی و یا تولد به مسافرت بروید و در این مسافرت

 از ارزوهایتان برای یکدیگر صحبت کنید .

نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 22:0 توسط سمیه| |

 

" نوروز تجديد خاطره ي بزرگي است ؛ خاطره ي خويشاوندي انسان با طبيعت . هر سال اين

 فرزند فراموشكار كه سرگرم كارهاي مصنوعي و ساخته هاي پيچيده ي خود مادر خويش را

 از ياد مي برد ، با يادآوري هاي وسوسه آميز نوروز به دامن بازمي گردد و با او اين بازگشت

و تجديد ديدار را جشن مي گيرد . فرزند در دامن مادر ، خود را باز مي يابد و مادر در كنار فرزند

 چهره اش از شادي مي شكفد ، اشك شوق مي بارد ، فريادهاي شادي مي كشد ، جوان

 مي شود ، حيات دوباره مي گيرد . با ديدار يوسفش بينا و بيدار مي شود .

اگر روزي خدا جهان را آغاز كرده است مسلماً آن روز ، اين نوروز بوده است . مسلماً بهار

نخستين فصل و فروردين نخستين ماه و نوروز نخستين روز آفرينش است . هرگز خدا جهان

 را و طبيعت را با پاييز يا زمستان يا تابستان آغاز نكرده است و مسلماً اولين روز بهار ،

سبزه ها روييدن آغاز كرده اند و رودها رفتن و شكوفه ها سر زدن و جوانه ها شكفتن . . .

اين يعني نوروز . "

                                                                    دكتر علي شريعتي

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 10:33 توسط سمیه| |

 

تاريخچه

در اتريش بر اساس سنت قديمي انسان دوستانه، نوعي سيستم آموزشي ايجاد شد

 كه همانند اكثر كشورهاي اروپاي غربي مختص آموزش به معلولان مي باشد.

قديمي ترين مدارس اين سيستم عبارتند از : مدرسة كرو لال ها كه در سال 1779 تاسيس

 شد و نيز مدرسة نابينايان كه در سال 1804 تاسيس شد. هر دو مدرسه در وين ايجاد شدند.

در اوايل قرن بيستم مدارسي براي كودكان معلول ذهني ايجاد شد. با اصلاح اساسي

آموزش در سال 1962 مدارس آموزش استثنايي مخصوص معلولان توسط قانون پذيرفته

 شدند. در حاليكه در گذشته پذيرش دانش آموز و مراجعه به مدارس استثنايي با توجه به

 نوع معلوليت و نوع مدرسه صورت مي پذيرفت. اما در15 سال گذشته اين الگو تغيير كرده

است. گرايش به رفع احتياجات تربيتي و آموزش كودكان معلول در سيستم يكپارچه و بطور

 مشترك با كودكان سالم بيشتر شده و در مقررات قانوني نيز تاثير گذارده بود. بر اساس

اصلاحيه هاي قانون آموزش سال 1993كه اجراي سيستم آموزشي يكپارچه را تنها به

مدارس ابتدايي محدود كرده بود ؛ قوانين و شيوه هاي مراقبتي مجدداً برنامه ريزي شدند.

بخصوص مراكز آموزش استثنايي نقش كليدي در مراقبت هاي يكپارچه از دانش آموزان

معلول را ايفا كردند. براي يكپارچه سازي دانش آموزان نيازمند حمايت هاي تربيتي ويژه

 در مرحله ي اول تحصيلات ثانويه ( دانش آموزان 10 تا 14 ساله ) در اصلاحيه هاي قانون

 آموزش سال 1996  مباني قانوني مرتبط ايجاد گرديده است. براي مدارس استثنايي

مربوط به كودكان با معلوليت بالا (نيازمند به حمايت هاي تربيتي آموزشي بالا)، پس از

دوره هاي آزمايشي متعدد بالاخره در سال 1996 يك طرح آموزشي خاص ايجاد گرديد.

منظور از اين برنامه آموزشي اصلاح شده بهبود و گسترش امكانات آموزشي براي كودكان

 داراي چند معلوليت مي باشد. در سال 1998 با ايجاد يك اصلاحيه در قانون برنامه ريزي

 آموزشي مدارس، تصميم به ايجاد يك مقطع آموزشي مهم در مدارس استثنايي با

عنوان كلاس آمادگي براي كار گرفته شد. با توجه به اهميت آمادگي براي بازار كار،

همچنين دورة اجباري كارآموزي و راهنمايي شغلي در مدارس استثنايي از كلاس

هفتم ايجاد گرديد. همچنين امكان ايجاد دوره هاي آموزشي يكپارچه براي دانش آموزان

 معلول نيازمند به حمايت هاي آموزشي تربيتي بالا، در قالب دوره هاي آزمايشي در

مدارس پلي تكنيك نيز وجود دارد.

 

مباني قانوني

مبناي قانوني سيستم آموزش استثنايي اتريش دستاورد قانون آموزش سال 1962

مي باشد. در آن قانون اساسي و بنياد سيستم آموزش استثنايي با برنامه امروزي پ

ايه ريزي شد. در اين زمينه اصلاحيه پانزدهم قانون برنامه ريزي آموزشي در سال 1993

و نيز هفدهمين اصلاحيه اين قانون در سال 1996 و همچنين اصلاحيه هاي قانون آموزش

 اجباري ؛ قانون مواد درسي و قانون اصولي نگهداري مدارس اجباري كه با اين امر مرتبط

هستند، از اهميت برخوردارند. از طريق اين اصلاحيه هاي قانوني يك جهت گيري نوين ايجاد

 شد كه باعث پيدايش شيوه هاي جديد برنامه ريزي و امكانات هماهنگ سازي در

مراقبت هاي تربيتي و پرورشي ويژه براي كودكان معلول در مدارس اجباري آموزشي

 عمومي و سطوح پايين‌تر مدارس عالي آموزش عمومي گرديد. برخي از مقررات اين

اصلاحات تغييرات زير را در نظر دارند:

مأموريت آموزشي مدرسة اجباري آموزش عمومي در رابطه با يكپارچگي اجتماعي كودكان

 معلول افزايش مي يابد. براي مطابقت داشتن آموزش ها با احتياجات ويژه معلولين مي توان

 برنامه‌هاي آموزشي مدارس استثنايي را مطابق با توانايي آموزشي، آموزش داد تا با

نيازهاي دانش‌آموزان هماهنگي ايجاد شود. با اين روش مي توان اطمينان حاصل كرد كه

 دروس ويژه معلولين تدريس مي گردد. همچنين مي توان امكانات همكاري هاي سازماني

 بين مدارس ابتدايي عمومي و مدارس استثنايي موجود را پيش بيني و فراهم كرد تا ميزان

 و چارچوب همكاري ها به معلمان شركت كننده در طرح واگذار گردد. در قانون هيچ سقفي

 براي تعداد دانش آموزان معلول نيازمند به حمايت هاي تربيتي – آموزشي خاص در كلاس

 هاي يكپارچه و مركب تعيين نشده است. اما به شوراهاي آموزشي اجازه و اختيار داده

شده تا در تعيين تعداد دانش آموزان كلاس ها به سقف تعداد دانش آموزان معلول و نيز نوع

 و نسبت معلوليت توجه داشته باشند. تدريس بر طبق برنامه هاي آموزشي مختلف در

مدارس استثنايي نيز در نظر گرفته شده است. ديدگاه انعطاف پذيري برنامه هاي آموزشي

 ارائه شده در مدارس استثنايي نيز كاربرد دارد. براي تضمين سيستم يكپارچه ارائه شده

 يك تناسب و نظم منطقه اي بين اقدامات آموزشي – تربيتي خاص نياز است. براي اين

منظور مراكز آموزشي – تربيتي ويژه كه معمولا در مدارس استثنايي ايجاد شده اند؛

مسئول هستند. محدوده وظايف اين مراكز عبارتند از : انتقال و واگذاري مسئوليت هاي

 آموزشي استثنايي ؛ تضمين كيفيت خدمات آموزش استثنايي؛ راهنمايي و حمايت

معلمان و اولياء كودكان استثنايي و فراهم كردن منابع مادي و پرسنل براي حمايت و

 پشتيباني از مدارس اجباري آموزش عمومي كه كودكان نيازمند به حمايت هاي ويژه

آموزشي را بپذيرند.

 

ساختار آموزشي

يك مدرسه استثنايي هشت مقطع و در صورت محاسبه مدرسه پلي تكنيك و يا يك مقطع

 آموزشي آمادگي براي بازار كار9 مقطع آموزشي را در بر مي گيرد. تقسيم بندي كلاس ها

 بر اساس سن و توانمنديهاي يادگيري دانش آموزان صورت مي گيرد. در اين جا قوانين

مربوط به مدارس ابتدايي ؛ راهنمايي و مدرسه پلي تكنيك از لحاظ مفهومي تا جايي امكان

 پذير و قابل اجراست كه مسئوليت مدرسه استثنايي اجازه مي دهد. اگر دانش آموزان در

 يك مقطع معين در دروس آلماني و رياضي بطور هماهنگ پيشرفت نكردند؛ امكان انتقال

آن ها در يك كلاس بالاتر و يا پايين تر وجود دارد. مدارس استثنايي را مي توان بصورت

شبانه روزي نيز اداره نمود.

 

سازماندهي مدارس استثنايي

مدارس استثنايي بر اساس مقتضيات مكاني به صورت زير اداره مي شوند :

الف ) يا مدارس مستقلي هستند

ب ) يا مدارس استثنايي هستند كه با يك مدرسه ابتدايي يا راهنمايي و يا پلي تكنيك و

 يا يك مدرسه استثنايي ديگر مرتبط هستند.

اقسام مدارس استثنايي زير مورد توجه هستند :

الف – مدارس استثنايي عمومي ( براي كودكان كم توان ذهني و كودكان داراي قدرت

يادگيري ضعيف)

ب – مدارس استثنايي براي كودكان داراي معلوليت هاي جسمي

ج – مدارس استثنايي براي كودكان داراي اختلالات گفتاري

د – مدارس استثنايي براي كودكان داراي اختلالات شنوايي

ه – مدارس استثنايي براي كودكان ناشنوا

و – مدارس استثنايي براي كودكان داراي ضعف و اختلالات بينايي و كم بينا

ز – مدارس استثنايي براي كودكان نابينا

ح – مدارس استثنايي تربيتي ( براي كودكان داراي اختلالات و مشكلات تربيتي )

ط – مدارس استثنايي براي كودكان داراي معلوليت بالا ( چند معلوليتي ها )

در بيمارستانها و موسسات مشابه مي توان براي كودكان واجب التعليم با توجه به شرايط

 بهداشتي و سلامتي كودكان، كلاس و يا دوره آموزشي بر اساس برنامه آموزشي مدارس

 ابتدايي؛ راهنمايي؛ مدرسه پلي تكنيك و يا مدرسه استثنايي ايجاد كرد. در صورت وجود

 تعداد متناسبي از اين نوع كلاس ها و دوره ها امكان تشكيل ( مدارس بيمارستاني ) نيز

وجود دارد. تعداد دانش آموزان در يك كلاس در مدرسه استثنايي كودكان نابينا ؛ مدرسه

 كودكان ناشنوا و مدرسه كودكان چند معلوليتي از 8  نفر ؛ تعداد دانش آموزان يك كلاس در

 مدرسه استثنايي كودكان كم بينا مدرسه استثنايي كودكان كم شنوا و مدارس بيمارستاني

 از 10 نفر و تعداد دانش آموزان يك كلاس در ساير مدارس استثنايي از 15 نفر نبايد تجاوز كند.

 اصلاحيه هاي قانون آموزش در سال 1993 روش ها و مقاصد نويني را براي انجام اقدامات

 يكپارچه سازي ايجاد كرد كه زمينه امكانات گسترده اي را در مقاطع ابتدايي براي

دانش‌آموزان نيازمند به حمايت هاي آموزشي – تربيتي خاص فراهم نموده است. قوانين

 آموزشي سال 1996 امكان ادامه تحصيل تا مقطع اوليه دوره متوسطه را نيز فراهم كرده

است. بجاي روند تعيين و اثبات نيازمندي به استفاده از مدارس استثنايي در حال حاضر روند

 آگاهي سازي و اثبات نياز به حمايت هاي آموزشي – تربيتي خاص صورت مي گيرد. شرط

 اساسي اين امر وجود نقص جسمي يا روحي و اثبات عدم توانايي در دنبال كردن دروس

 بدون حمايت هاي آموزشي – تربيتي خاص در نتيجه اين نقص مي باشد. اين نكته حائز

 اهميت است كه حق انتخاب بين مراقبت از كودك معلول در يك مدرسه ابتدايي يا مقطع

 اوليه دوره متوسطه با امكانات متناسب و يا مدرسه استثنايي براي والدين كودك

پيش بيني شده و وجود داشته باشد. شوراي مدارس حوزه بايد والدين را در مورد

مناسبترين مسير آموزشي راهنمايي كند كه در آن قاعدة نزديكي محل سكونت به مدرسه

 مورد توجه و رعايت قرار گرفته شده باشد. شوراي مدارس حوزه بايد خواسته هاي والدين

 را شنيده و در صدد رفع مشكلات آن ها بكوشد. (با تشكيل گروه هاي آموزشي؛ بكار گيري

 معلمان و غيره) اگر مدرسه اي كه نياز به حمايت هاي آموزشي – تربيتي خاص كودك را

 برآورده سازد، وجود نداشته باشد و يا امكان ايجاد آن وجود نداشته باشد؛ كماكان مدارس

 استثنايي اجباري راه حل خواهند بود. در كلاس بندي هايي كه در آن ها به صورت يكپارچه

 تدريس مي شود ؛ تعداد كودكان نيازمند به حمايت آموزشي – تربيتي خاص و نيز نوع و

 نسبت معلوليت آن ها بايد مورد توجه قرار گيرد. شوراي آموزشي حوزه بر اساس نظريات

 كارشناسي آموزشي و تربيت استثنايي بايد تصميم بگيرد كه كودكان نيازمند به

 حمايت هاي آموزشي – تربيتي خاص بر اساس يك برنامه ريزي آموزشي ديگر تحصيل كنند

 يا خير. شوراي مدرسه وظيفه دارد در مورد يك دانش آموز نيازمند به حمايت آموزشي –

 تربيتي خاص تصميم گيري كند كه وي در يك درس خاص بر اساس برنامه آموزشي مقطع

 ديگري تحصيل كند يا خير. در گزارش ها و كارنامه هاي مدرسه بايد تفاوت برنامه آموزشي

 رايج در آن مدرسه و مقطع تحصيلي دانش آموز ذكر گردد. شوراي مدرسه مي تواند

مستقل از برنامه آموزشي كه دانش آموزي بر اساس آن تحصيل مي كند نسبت به ارتقاء

 يك دانش‌آموز نيازمند به حمايت هاي آموزشي – تربيتي خاص به مقطع خاصي

تصميم گيري كند. مي‌توان جلسات ويژه اي براي بررسي نياز به ايجاد و اجراي سيستم

 يكپارچه تشكيل داد. در اين جلسات اظهارنظرها و و مشاوره ها درباره مشكلات تحصيل

 مشترك بين كودكان بدون نياز و كودكان نيازمند به حمايت هاي آموزشي- تربيتي خاص بايد

 مطرح شوند.

 

پذيرش تحصيلي

شرايط پذيرش ؛ تشخيص و مشاوره هاي تحصيلي مربوط به مقررات در مورد( حضور در

 مدرسه در صورت نياز به حمايت هاي آموزشي – تربيتي خاص) مي گردند.

 

سطوح آموزشي 

در سيستم آموزش استثنايي حال حاضر كودكان معلول با توجه به گروه هاي سني و نوع

 معلوليت گروه بندي و مقطع بندي مي شوند. در كلاس هاي يكپارچه ممكن است دانش

 آموزان نيازمند به حمايت هاي آموزشي- تربيتي خاص در صورت اظهار نظر منفي درمورد

 بازدهي در كلاس موجود باقي بمانند. البته دراين مورد بايد اصل يكپارچگي اجتماعي نيز

 مورد توجه قرار گيرد.

 

اهداف آموزشي

وظيفه مدارس استثنايي : وظيفه انواع مدارس استثنايي كمك به پيشرفت كودكان داراي

 معلوليتهاي جسمي و روحي، متناسب با نوع معلوليت آن ها ؛ ايجاد امكان تحصيل در

مقاطع متناسب ابتدايي، راهنمايي يا مدرسه پلي تكنيك و فراهم كردن امكان ورود آن ها

 به بازار كار و زندگي شغلي مي باشد. مدارس استثايي كه با توجه به برنامه آموزشي

مقطع راهنمايي اداره مي شوند وظيفه دارند با توجه به علاقه ؛ تمايل  ؛ استعداد و توانايي

 دانش آموزان امكان ارتقاء دانش آموزان به مدارس متوسطه و بالاتر را فراهم كنند.

 

برنامه هاي آموزشي

برنامه هاي آموزشي و تحصيلي هر كدام از انواع مدارس استثنايي با توجه به توانايي ياد

 گيري دانش آموزان و با استفاده از قوانين آموزشي دربارة برنامه تحصيلي مدارس ابتدايي ؛

راهنمايي و مدارس پلي تكنيك وضع و اجرا مي شود. علاوه بر اين، دروس متناسب با

معلوليت دانش آموزان و نيز تمرينات درماني و عملي بايد پيش بيني شوند. براي مدارس

استثنايي عمومي ( كودكان عقب مانده ذهني )، مدارس استثنايي چند معلوليتي ها

( معلوليت هاي رواني ) و مدارس استثنايي كودكان نابينا و ناشنوا نيز برنامه هاي تحصيلي

 مخصوص وجود دارد. تا جايي كه براي هر نوع از مدارس استثنايي برنامه تحصيلي مختص

 آن مدرسه اعلام مي گردد ؛ بايد در اين مدارس پيش بيني شود كه دانش آموزان بتوانند

دروس ارائه شده بر اساس برنامه هاي مدارس ابتدايي، راهنمايي و پلي تكنيك را بدون

انتظار بيش از حد اوليا ياد گرفته و به اهداف آموزشي دست يابند.

دروس اجباري آموزش ترافيك : به ميزان هشت ساعت در سال تحصيلي ميباشد كه بايد در

 چارچوب برنامه كلي تحصيلي، تك تك دروس مورد توجه و استفاده قرار گيرند. از اينرو تعداد

 ساعات كلي هفتگي تغيير نمي كند. درس راهنمايي و جهت يابي شغلي در كلاس هاي

هفتم و هشتم به ميزان 32 ساعت در سال تحصيلي مي باشد. اين ساعت ها بايد بصورت

 يكپارچه در ساعت تدريس دروس اجباري ارائه شود. براي سال تحصيلي آمادگي براي

بازار كار ( مقطع نهم تحصيلي ) يك برنامه مخصوص تحصيلي ارائه شده است. وظيفه اين

برنامه آماده ساختن دانش آموزان داراي نياز هاي تربيتي خاص براي انتخاب مسير شغلي

 خود حتي الامكان بصورت شخصي و با توجه به استعداد ها و علايق آنها ميباشد. در اين راه

 بايد توانايي هاي دانش آموزان در زمينه هاي  شخصي، تئوري و علمي تعميق و گسترش

يابد.بر اساس اصل آزادي روشهاي تدريس، شيو ه هاي متنوع آموزشي توسط معلمان

مدارس استثنايي بكار گرفته مي شوند كه مناسب يك معلوليت هستند و با روشهاي

متداول تعيين مي كنند كه در شيوه تدريس يكپارچه چه نكاتي بايد مورد توجه قرار گيرد.

در اصول آموزش همگاني برنامه ريزي تحصيلي و دورة آماده سازي براي بازار كار ؛ اصول

 زير پيش بيني شده اند :

مناسب بودن براي كودكان و توجه به شرايط يادگيري آن ها – آموزش و ياد گيري اجتماعي

و گروهي – ارتباط با زندگي عادي و وضوح برنامه ها – تمركز آموزش – تناسب و

هماهنگي ـ تحريك فعاليت ها و ايجاد انگيزه – تنوع و احترام به شخص – برنامه هاي كمك

آموزشي خاص – تضمين و نظارت بر برنامه هاي كمك آموزشي – تمرينات درماني و عملي

 ( كاربردي )

 

ارزيابي تحصيلي

تعيين بازدهي و اظهار نظر در مورد بازدهي كودكان معلول و استثنايي براساس همان

اصولي صورت ميگيرد كه درباره ساير مدارس اجباري آموزش عمومي در قانون تدريس

مدارس و دستورالعمل آزمون امتحانات مدارس تعيين گرديده است. امكان اين كه كودكان

نيازمند به حمايت هاي آموزشي- تربيتي خاص درمدارس استثنايي و هم به صورت يكپارچه

 در ساير مدارس بر اساس برنامه هاي آموزشي متفاوت سطح بندي شوند ؛ مورد آموزش

قرار گيرند و مورد امتحان واقع شوند در كارنامه هاي آموزشي و درسي با ذكر يك بند تشريح

 مي گردد.مسئول تصميمات متناسب در اين زمينه معلمان مدرسه ؛شوراي مدرسه و

درصورت تعيين سطح برنامة آموزشي،شوراي مدارس حوزه مي باشند. بازرسان ويژه

 نظارت برمدارس(بازرسان ايالتي مدارس آموزش و پرورش استثنايي)حمايت كننده ؛راهنما

وكنترل كننده جهت تضمين ارائه خدمات كيفي مناسب ويژه معلولين ميباشند.قوانين و

مقررات مربوط به كارنامه هاي تحصيلي درمورد مدارس استثنايي همانندقوانين مربوط به

 سايرمدارس اجباري آموزش عمومي ميباشد.براي دانش آموزان نيازمند به حمايتهاي

 آموزشي- تربيتي خاص كه براساس برنامه هاي آموزشي مختلف يا مقاطع آموزشي

متفاوت آموزش داده ميشوند، نكات مناسب و لازم تحت عنوان بند توضيح دركارنامه ها

 ذكر مي شود.

 

امكانات دستيابي به اشتغال 

در سطح مدرسه اي در چارچوب دروس عادي  و تخصصي و نيز با ارائة درس غير اجباري

(راهنمايي شغلي ) و درس اجباري (راهنمايي شغلي ) در كلاس هاي هفتم و هشتم

پيشنهادات مناسبي براي آماده سازي دانش آموزان براي بازار كار صورت مي گيرد.علاوه بر

 اين(مشاوران مدرسه) دانش آموزان و اولياي تربيتي آن ها را در كلاس هاي پاياني مقطع

تحصيلي با اطلاعات مربوط و مناسب در زمينه امكان ادامه تحصيل و يا ورود به بازار كار

راهنمايي مي كنند و معلوليت آن ها را نيز مورد توجه قرار مي دهند. جدا از بخش آموزش

 اجباري، مؤسسات دولتي و خصوصي متعددي با مشاوره و ميانجيگري حاميانه در خدمت

 فارغ التحصيلان مدارس استثنايي هستند. 

 

اطلاعات آماري

تعداد مدارس ؛ تعداد كلاس ها و تعداد دانش آموزان در مدارس استثنايي

 ( در سال    2002/2001  )

تعداد مدارس مستقل و مدارس و كلاس هاي مرتبط با بخش آموزش عمومي402

تعداد كلاس ها  1904تعداد دانش آموزان 13337

نسبت دانش آموزان نيازمند به حمايت هاي آموزشي – تربيتي خاص در مدارس ابتدايي

 (سيستم يكپارچه ) در سال تحصيلي 2002 / 2001 :

نسبت دانش آموزان در 1636 مدرسه : 4/47 درصد

نسبت دانش آموزان در 2933 كلاس : 6 /14 درصد

نسبت دانش آموزان به كل 6492 دانش آموز : 6 /1 درصد

نسبت دانش آموزان استثنايي در مدارس راهنمايي ( يكپارچه ) در سال 2002/2001

نسبت دانش آموزان  در 820 مدرسه : 6/70 درصد

نسبت دانش ‌آموزان در 2032 كلاس :  5/18 درصد

نسبت دانش آموزان در كل تعداد 6740 دانش آموز :  8/2 درصد

نسبت دانش آموزان استثنايي در مدارس پلي تكنيك (سيستم يكپارچه ) در سال 2002/2001

نسبت دانش آموزان در 76 مدرسه : 1/32 درصد

نسبت دانش آموزان در 107 كلاس : 2/16 درصد

نسبت دانش آموزان به كل تعداد 275 دانش آموز : 2 درصد

 

عکس بچه نی نی عکس زیبا بچه های ناز

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 21:26 توسط سمیه| |

 

 

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب


دید.عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند
.


پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: «باید ازت

 
عکسبرداری بشه تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشه


پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست
.

 
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند
.


زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم
.


نمی خواهم دیر شود
!


پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم
.


پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد
!

 
حتی مرا هم نمی شناسد
!


پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز

 
صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟

 
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است
...!

 

 

نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 11:20 توسط سمیه| |

 

مي خواهم  بگويم ...... 
فقر  همه جا سر مي كشد .......

فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني  هم  نيست ......
فقر ،چيزي را « نداشتن » است ، ولي  آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست  .......
فقر  ،  همان گرد و خاكي است كه بر كتاب هاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......
فقر ،  تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد مي كند ......
فقر ، كتيبه سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند .....
فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته مي شود .....
فقر ،  همه جا سر مي كشد ........
فقر ، شب را« بي غذا » سر كردن نيست ..
فقر ، روز را « بي انديشه»  سر كردن است ..

                                                              " دکتر علي شريعتي "

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 18:56 توسط سمیه| |


Design By : Night Skin